تبليغاتX
تاریخ معاصر ایران - مصاحبه ای با ابراهیم یزدی(۵)

مصاحبه ای با ابراهیم یزدی(۵)

نقش بنی صدر

بگذارید در اینجا پرسشی را مطرح کنم. بنی صدر میگوید که امام در پاریس مشورت ھای نظری و تئوریک را با او انجام میدادند اما کارهای عملی را به شما سپرده بودند. این درست است؟

* نه، چنین چیزی نیست! کارھای عملی یعنی چه؟ در نوفل لوشاتو مسئولیت کارھای اجرایی يا عملی با مرحوم مھدی عراقی بود. اصلا ما در آن کارھا دخالت نمیکردیم. اما من و آیت لله پیش از انجام ديدار ھا و مصاحبه ھا با ھم صحبت میکردیم. مثلا پیش از اولین مصاحبه آقای خمینی با تلویزیون آمريكا من برای ایشان توضیح دادم که این تلویزیون به چه گروهی تعلق دارد، رابطه اش با صھیونیستھا- چیست و ما باید چه موضعگیری کنیم. 50 میلیون بیننده دارد و ... علاوه بر اين ما 1615 نفر از جوانان و دانشجويان ايراني را از آمريكا و اروپا به نوفل لوشاتو آورده بودیم. آنھا تمام روزنامه ھای مھم دنیا را در روز مطالعه کرده و یک گزارش سیاسی از مھمترین وقایع ایران، منطقه و جھان تھیه میکردند. ھمه آنھایی كه در آنجا بودند میدانند که صبح ھای زود که كوچه ھا خلوت بود، با ایشان میرفتیم و در کوچه با غھای نوفل لوشاتو قدم میزدیم. بحث میکردیم.

در آن مقطع روابط شما با امام چگونه بود؟

بسیار نزدیک. يك نمونه آ نرا ذكر كنم. پسر دایی ھمسر من در دفتر نمايندگی ايران در سازمان ملل کار میکرد اما دلش با ما بود. او به عنوان دیپلمات 3 جلیقه ضدگلوله را با خود به پاریس آورد. ھنگام پرواز به ايران با توجه به خطراتی كه ما را تھديد می كرد قرار شد آیت لله خمینی يكي از جلیقه ھا را بپوشند. اما ھر کاری آقای اشراقی کرد، ایشان گفتند« نه »  و نپوشیدند. » در ھواپیما احمدآقا به من گفت که: « ھر كاری كرده است پدر، جلیقه را نمیپوشند. از من خواست كاری بكنم. من به طبقه دوم ھواپیما رفتم بعد از نماز، ایشان را قانع كردم و جلیقه را تن ایشان کردم. نه تنھا روابط ما نزدیک بود، بلکه آنچه را که من میگفتم ایشان به دقت می شنید. کسی که در کنار رھبر انقلاب قرار میگیرد باید ھمه مطالب را بدون چاپلوسی و صادقانه به ایشان بگوید.

برنامه سیاسی ای که در آن مقطع ارایه شد و به امضای امام رسید شامل چه مراحل و مواردی بود؟

* در آن برنامه چند مسئله و مرحله پیش بیني شده بود. اول ضرورت تشكیل شورای انقلاب بود. گسترش مبارزات به جائی رسیده بود و مسايلی در داخل ايران به طور مرتب پیش می آمد كه رسیدگی به آنھا با رھبری انقلاب از پاريس امكان نداشت. باید یک شورای انقلاب در داخل ايران بوجود می آمد. دوم تشكیل دولت موقت بود. معلوم نبود شاه کی سقوط كند يا برود. در آن زمان او در اوج قدرت بود. پس باید دولت موقتی را تعیین کنیم که برخی از وزرای آن در داخل و برخی در خارج ایران باشند.

 

یعنی آن زمان پیشنهاد این بود که ایشان از پاریس دولت موقت را شکل دهند؟

 

بله . نه فقط تشكیل شود بلكه به دنیا معرفی شود. شاه ھنوز در رأس کار بود. سوم اینکه باید یک رفراندوم برای تعیین سرنوشت نظام برگزار کنیم.

چطور وقتی شاه ھنوز سر کار بود می خواستید رفراندوم برگزار کنید؟

* زیر نظر سازمان ملل

فکر میکردید میپذیرفتند؟

* کاری ندارم. این برنامه ما بود. پذیرش یا عدم پذیرش یک بحث دیگر است. به آقای مطهری پیشنهاد داده بودند که شورای نیابت سلطنت آمادگی دارد ھر کسی را که امام معرفی کند، با توجه به اختیارات شورای سلطنت به عنوان جایگزین شاه در عزل و نصب نخست وزیر و انحلال مجلس ما میپذیریم.

پیشنهاد مشخص شورای سلطنت چه بود؟

* پیشنھاد آنھا این بود که مجلس بختیار را ساقط و آقای مھندس مھدی بازرگان را منصوب مینمايد. شورای سلطنت ھم او را تأیید میکند. سپس شورای سلطنت مجلس را منحل می كند. آنگاه اعضای شورا ھم استعفا می دھند و شورای سلطنت ھم منحل میگردد . آقای خمینی میماند و ايران با دولتی كه خود ايشان می خواھند.

این پیشنهادات زمانی که رئیس شورای نیابت سلطنت به پاریس آمده بود ارایه شد؟

* خیر ، ھنوز رئیس شورای نیابت سلطنت آقای سید جلال تھرانی به پاريس نیامده بود. شورای نیابت سلطنت به  احتمال توسط دکتر علی آبادی كه به اصرار عضو شورا شده بود پیغام داده بودند. اين پیغام طی يادداشتی توسط یکی از روحانیون برجسته قم برای آقای خمیني به پاريس فرستاده شد. آقای خمینی نامه را به من دادند و نظرم را خواستند که البته من ھم مخالف بودم. از ايشان پرسیدم چه تضمینی وجود دارد که اگر شورای سلطنت استعفا داد و شما نخست وزیر معرفی کردید حوادث روزگار به گونه ای برنگردد که دوباره سلطنت ابقا شود. معتقد بودیم مشروعیت نظام جدید نباید از درون نظام گذشته بیرون بیاید، بلکه باید به طور مستقل از درون خود انقلاب سرچشمه بگیرد به عنوان پیشنھاد به ایشان گفتم . رفراندوم روشی است  که در تمام دنیا شناخته شده است. ما اعلام میکنیم به شرط نظارت بین المللی ما ھم نظارت میکنیم از مردم می پرسیم سلطنت یا جمھوری؟

آن موقع ھنوز صبحت « جمھوری اسلامی » نبود؟

* ببینید مردم در تظاھرات خود ابتدا میگفتند حکومت اسلامی. از یک تاریخی به بعد آرام آرام خواست مردم شد جمھوری اسلامی.

 به ھر حال یک گروھی ابتدا این را بکار برده اند و جا انداخته اند.

* بله – درست است. در برنامه سیاسی ھم، من نوشته بودم« حکومت اسلامی » من که آی تلله خمینی با قلم خودشان خط زدند و نوشتند: « جمھوری اسلامی » پیشنھاد کردم درباره تعريف جمھوری اسلامی دو کار میتوان کرد: یکی اینکه یک سمینار بزرگ تشکیل دھیم و ھمه اندیشمندان اسلامی و ایرانی را از داخل و خارج جمع کنیم تا آنھا بگویند که جمھوری اسلامی چیست؟ اگر این کار را بخواھیم بکنیم، وارد ورطه ای میشویم که نمیتوانیم دیگر از آن خارج شویم. راه حل دوم این است که یک قانون اساسی جديد بنویسیم که جمھوری اسلامي را تعريف كند. این بحثھا تماما در ھفته ھای اول ورود به پاریس است. آقای خمینی اینھا را پذیرفت. من آنھا را نوشتم و مطالعه کردند. مرحله پنجم تشكیل مجلس مؤسسان منتخب ملت برای نھايی كردن پیش نويس قانون اساسی بود. مرحله ششم برگزاري انتخابات برای تاسیس ارگا نھای حكومتی نظیر مجلس و رئیس جمھور و نخست وزیر بود. در واقع بعد از اين مرحله كار دولت موقت و انتقال نظام قديم به جمھوری اسلامی پايان میافت. بعد از اين كه اين برنامه نھايی شد آقای خمینی گفتند حالا آ ن را اجرا کنیم. برای اجرا آقای خمینی گفتند که بگویید آقایان بازرگان، بھشتی، مطھری و ... بیایند.

بنی صدر در این مراحل ھم دخالتی نداشت؟

* خیر! در جریان نبود.

شما آقایان مھندس بازرگان و بھشتی و مطھری را خبر کردید؟

* بله، آنھا آمدند و ما برنامه را دادیم، خواندند و خیلی استقبال کردند. برای اینکه دیدند خیلی روی آن کار شده. وقتی با مھندس بازرگان تماس گرفتم بازرگان به مخالفت برخی روحانیون با خود اشاره کرد و گفت با این حال میخواھند که من بیایم؟ من این موضوع را به آیت لله خمینی انتقال دادم. آقای خمینی گفتند: ما بحث شخصی نداریم. بگویید بیایند .

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 22:56 توسط صادق |