مصاحبه ای با ابراهیم یزدی(4)
سفر به پاریس
زمانی رسیدم که امام در حال خروج از نجف بودند. آقای خمینی و احمد آقا در ماشین بنز آقای مھری نشسته بودند. به درخواست ايشان سوار ھمان ماشین شدم. کاروان حرکت کرد و مامورین امنیتی عراق ھمه را بدرقه و کنترل میکردند. در طول راه از ايشان پرسیدم برنامه چیست و كجا می رويد. گفتند به كويت میروند و بعد از چند روز اقامت در كويت به سوريه مي روند. گفتم رفتن به سوریه بی فایده است. بھتر است بروید به جایی از دنیا که بتوانید حرفتان را بزنید. ایشان نپذیرفت. اما وقتی که ما را به کویت راه ندادند...
چرا امام سفر به پاریس را نپذیرفتند؟
ایشان تردید داشتند که آیا یک مرجع شیعه مناسب است که به ولایت کفر برود یا نه. راست ھم می گفتند. خیلی عجیب بود. امروز برای ما عادی است. در آن زمان خیلی عجیب بود که یک مرجع بزرگ از بلاد اسلامی به بلاد کفر برود.
بله . به رغم داشتن ويزا و اجازه اولیه برای ورود مانع شدند. گفتند دستور دارند. لاجرم به شھر مرزی عراق بر گشتیم. شب، دير ھنگام آیت لله خمینی را طبق دستور بغداد به بصره انتقال دادند و ما را ھم به بازداشتگاه بردند تا صبح فردا از مرز خارج شویم. اما اول وقت صبح آمدند و گفتند که بغداد دستور داده، شما را ھم ببریم پیش آقای خمینی. مرا به ھتل بصره نزد ایشان بردند و در ھتل بصره بود که ایشان به من گفتند : من نظر تو را درباره رفتن به پاریس پذیرفتم. اما به این شرط که وابسته گروھی نباشم و در خانه کسی وارد نشویم . ھمچنین در مورد حلال و حرام بودن غذاھا مسائلی داشتند که من برایشان توضیح دادم. عراقی ھا خیلی مصر بودند که خبر پخش نشود تا مبادا از ورود ما به پاریس جلوگیری کنند. به ھمین دلیل ما با وجودی که بلیط ایرفرانس را داشتیم یک ھواپیمای عراقی ما را به پاریس برد. ما بسیار مشکوک و نگران بودیم که مبادا ما را ببرند و تحویل شاه بدھند. به ھر حال ما وارد پاریس شدیم. عرض من این است که رفتن شاه از ايران نبود که به انقلاب جان داد. بلکه 119 روزی که آیت لله خمینی در پاریس بود بسیار تعیین کننده بود و جنبش اسلامی ایران را از یک جنبش ملی و منطقه ای به صورت یک انقلاب ملي و جھانی درآورد. ھیچ روزنامه نگار و رسانه گروھی در غرب نبود که پاریس نیامده و مصاحبه نکرده باشد.
چه شد به دهکده نوفل لوشاتو رفتید؟
وقتی که ما وارد شدیم پنج نفر بودیم، آقای خمینی به ھمراه احمد آقا و من، آقای املایی و آقای فردوسی پور، مدتی پیش در اکتبر 78 مسائلی پیش آمده بود و پلیس پاریس نگاه منفی به روحانیون داشت. بنابراین من پیشنھاد کردم برای جلوگیری از عدم تحریک آنھا آقایان املایی و فردوس یپور ديرتر بیايند تا ما از گمرك عبور کنیم. من قبلا به آقای حبیبی زنگ زده بودم و نظر آیت لله خمینی در مورد عدم تمایل ایشان ورود به منزل شخص خاصی را انتقال داده بودم. بعد از ورود آقای بن یصدر ما را با ماشین آقای غضنفرپور به خانه او برد. آقای خمینی از این کار راضی نبودند. چون وارد منزل یک فرد خاص شده بودیم . علاوه بر اين ھجوم ايرانیان براي ديدار و رفت وآمد به طبقه سوم ساختمان منزل دكتر غضنفرپور موجب ناراحتي ھمسايگان شده بود. بنابراین قرار شد جای دیگری را پیدا و اجاره كنند. آقای دكتر عسگری در نوفل لوشاتو منزلی داشت و ما به آنجا منتقل شدیم.
این روزھا که امام وارد نوفل لوشاتو شدند چه تاریخی است؟
*اوایل مھرماه سال 57 است. یک ساختمان کوچک ویلایی بود كه در آن تغییراتی داده و مستقر شدیم. ابتدا دولت فرانسه به ما اخطار کرد که حق فعالیت سیاسی ندارید. آقای خمینی ھم گفتند که من می خواھم به ملتم نامه بنویسم، حق ندارم؟
آنھا گفتند می توانید نامه بنویسید. اما دولت از تماس مطبوعات با ما جلوگیری می کرد. صادق قطب زاده با سردبیر روزنامه فیگارو رفیق بود. فیگارو یک روزنامه دست راستی بود اما نزدیک به آقای ژیکاردستن (رئیس جمهور فرانسه) بود. بنابراین او پیشنهاد کرد که بھترین راه شکستن دستورالعمل دولت فرانسه این است که ما مصاحبه را از فیگارو شروع کنیم. چرا که اگر فیگارو با آیت لله خمینی مصاحبه کند دیگر جلوی لوموند را نمی توانند بگیرند. تحلیل او درست بود و ھمینطور ھم عمل کردیم و البته بعضی بچه ھای تند و چپ به ما انتقاد کردند. فیگارو آمد و با آقای خمینی مصاحبه کرد و به محض چاپ مصاحبه، دیگر سد شکسته شد و انقلاب آرام آرام در مرکز توجھات جھانی قرار گرفت.
آماری از تعداد مصاحبه ھای امام در پاریس دارید؟
بله ایشان حدود 300 مصاحبه انجام دادند. ما سیستمی به وجود آورده بودیم و گروھی از دانشجويان را در نوفل لوشاتو مستقر کردیم. اين گروه دو كار عمده انجام م یداد. اول آنكه تمام سخنرانی ھا و مصاحبه ھای آقای خمینی را فیش برداری میکرد تا در مصاحبه ھای بعدي مطالب ضد و نقیض نباشد. دوم اينكه تمام روزنامه ھاي معروف را می خواندند و يك گزارش سیاسي تھیه می كردند و ھر روز صبح آن را به آیت لله خمیني مي دادند . به این ترتیب انقلاب اسلامی به مرکز توجھات جھانی تبدیل شد و نوفل لوشاتو در تاریخ انقلاب ایران جایگاه ویژه ای پیدا كرد.